محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6543
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وقتى ياران موفق بر حصار فاسقان تسلط يافتند منجنيقها و ارابه ها و كمانهاى چند تير را كه در آن بود بسوختند ( 597 و آن ناحيه را رها كردند و واگذاشتند . و چنان شد كه ابو العباس با ياران خويش ، همراه سواران آهنگ نهر معروف به منكى كرد ، على بن ابان مهلبى با ياران خويش روان شد كه راه وى را ببندد و نگذارد به مقصود خويش برسد ، وقتى تلاقى كردند ابو العباس غلبه يافت و وى را هزيمت كرد و بسيار كس از يارانش را بكشت و مهلبى به فرار بازگشت . ابو العباس در انتهاى نهر منكى به جايى رسيد كه مىخواست از آنجا به شهر فاسق رسد كه پنداشته بود ورود از آنجا آسان است ، اما چون وارد خندق شد آنجا را پهناور و صعب العبور ديد و ياران خويش را وادار كرد كه بر اسبان خويش از آن بگذرند . پيادگان نيز به شنا گذشتند و به ديوار رسيدند و رخنه هايى در آن پديد آوردند كه ورود از آن ميسرشان شد و درآمدند ، پيشروانشان با سليمان بن جامع تلاقى كردند كه وقتى از هزيمت مهلبى خبر يافته بود براى دفاع از آن ناحيه آمده بود ، با وى نبرد كردند ، ده كس از غلامان موفق كه پيش روى قوم بودند سليمان بن جامع و يارانش را كه جمعى بسيار بودند ، پس راندند و چند بار پراكنده شان كردند و از ديگر ياران خويش دفاع كردند ، تا وقتى كه به جاهاى خويش بازگشتند . محمد بن حماد گويد : وقتى ياران موفق بر محلى كه فاسق حراست آن را به پسر خويش و ياران و سرداران نام آور خويش سپرده بود غلبه يافتند و ديوارى را كه بدان رسيده بودند چندان كه توانستند تراشيدند ، كسانى كه براى ويران كردن آماده شده بودند با كلنگها و ابزارهاى خويش به نزد ايشان رسيدند و چند شكاف در ديوار پديد آوردند . موفق براى خندق فاسقان پلى مهيا كرده بود كه بر آن كشيده شود كه كشيده شد و بيشتر كسان عبور كردند . وقتى خبيثان اين را بديدند هراسان شدند و از حصار دوم خويش نيز كه بدان پناه برده بودند گريزان شدند .